عکس :آلن ملترز(سمت چپ)، در حال دريافت جايزه آدام اسميت
آلن ملتزر، متولد سال 1928 در آمریکا و استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه کارنگی ملون و از پیشروان پولگرایی است. وی همکار و جزو حلقه دوستان میلتون فریدمن- از سرآمدان پولگرایی- بوده است.

|
از وی به عنوان يكي از برترین و پیشروترین متخصصان در زمینه سیاستهای پولی و همچنین کارکرد سیاستهای پولی در توسعه، یاد میشود.ترجمهای که پیش روی شماست، خلاصهای است از سخنرانی وی که هنگام دریافت جایزه آدام اسمیت ایراد کرده است. در اين روزهاي بحراني خواندن اين متن كه ستايشي عالمانه از اقتصاد بازار است، ارزش دوچندان دارد.
ايستادن در جايي كه اقتصاددانان نامي ايستادهاند امتياز ويژهاي است. من نيز مانند بسياري از همنسلانم، زماني گرايش به چپ داشتم. زماني كه در كالج تحصيل ميكردم بر اين عقيده بودم كه برتري فكر و تحول تاريخي به حقانيت افكار چپ راي ميدهند.
نميتوانم بگويم كه اساتيدم - آرمن آلچيان، ويليام آلن و كارل برونر - باعث چرخش 180درجهاي من شدند. چون پيش از آن تغيير موضع 90درجهاي را تجربه كرده بودم. تاثير آنها در ادامه تحول فكري من از طريق مباحثه و ترغيب و تا آنجا كه ميدانم، آگاهانه نبود. چيزي كه مرا تحت تاثير قرار داد توان آنها در تدريس منطق تئوري اقتصادي مدرن و استفاده از آن براي توضيح مشاهدات ما از عالم واقعيت بود. حضار، به منطق قدرتمند و اهميت ايدههاي مربوط به بازار آزاد در سالهاي اخير آگاهاند. ميتوان قدرت ايدههايي را كه اولين بار آدام اسميت به طور نظاممند مطرح كرد، با سه حقيقت تاريخي نشان داد.
اول اينكه اين ايدهها بيش از دو قرن دوام آوردهاند و اين دستاورد بزرگي است. براي مثال كتابهاي معدودي وجود دارند كه اين همه سال تجديد چاپ شده باشند.
دوم اينكه اقبال به بازارها، انگيزههاي شخصي و آزادي كسب وكار در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري است. اكثر ساكنان زمين، از جمله بسياري كه نه كتاب ثروت ملل را خواندهاند نه چيزي درباره آن به گوششان خورده، به اهميت مالكيت خصوصي، انگيزههاي شخصي و مكانيزم بازار آزاد به عنوان منبع رشد و ايجاد ثروت واقفاند.
سوم آن كه همراه با انتشار اين ايدهها و در نتيجه اين انتشار، سطح زندگي مردم بسياري از كشورها بيشتر از هر دوره ديگري در تاريخ بشر افزايش يافته است. مايكل كاكس يكي از اعضاي انجمن شما، اخيرا اين موفقيتها را در مقالات درخشان خود در گزارشهاي سالانه بانك فدرال رزرو دالاس، مستند كرده است. اين مقالات و تجربيات بسياري از كشورها قدرت عقايد آدام اسميت را در عمل نشان ميدهند. پروفسور رابرت فوگل هم نشان داده است كه توانايي بازارها در توليد ثروت، خلاقيت و ابتكار امكان افزايش قابلملاحظه سطح سلامت، تحصيلات و طول عمر را فراهم كرده است. كساني كه در باب فقدان اخلاقيات يا كم توجهي به رفاه افراد در اقتصاد سرمايهداري پرگويي ميكنند اين پيروزيها را نه تنها بياهميت قلمداد ميكنند، بلكه كاملا ناديده ميگيرند. در حال حاضر، شكاكترين افراد هم بايد دريابند كه آزادي اقتصادي و آزادي سياسي مكمل هم هستند. ميتوان ادعا كرد موفقيتهاي منتج از ايدههاي آدام اسميت در مورد بازارها و آزادي در قرن بيستم، كمونيسم را شكست داد. شكست كمونيسم به عقيده من نتيجه مستقيم سه پيشامد بود.
اولين عامل، تفاوت در استاندارد زندگي در كشورهاي تحت سلطه كمونيسم در مقايسه با كشورهاي سرمايهداري دموكراتيك بود. مردمي كه آزادي شخصي و سياسيشان را از دست دادند، خريد كالاهاي مصرفي و خدمات هم برايشان گران تمام ميشد. آنها نه تنها به نسبت فقيرتر بودند بلكه اين تفاوت روز به روز بيشتر ميشد. آنها ما را – آنطور كه نيكيتا خروشچف تهديد كرد - دفن نكردند، بلكه از ما عقب ماندند. اين تفاوت تنها در هزينههاي مادي نبود. آزادي سياسي در اقتصاد بازار بيشتر بود. مردم حق داشتند كه رهبران خود را انتخاب و در صورت اشتباه، آنها را عزل كنند. روشنفكران چپ راي دادن را ناچيز ميدانند چون تغييراتي كه آنها خواستارند را به دنبال نميآورد. اما از نظر من اين، يكي از فضيلتهاي دموكراسي است. حق بركنار كردن رهبران سياسي ما را از استبداد حفظ ميكند و اين چيزي است كه رايدهندگان در كشورهاي سابقا كمونيستي، در آمريكاي لاتين و در هند بهخوبي درك ميكنند.
آزادي سياسي و اقتصادي در كنار هم نيستند بلكه همزيستي دارند، بدين معني كه در عمل يكي بدون ديگري دوام نميآورد. رشوهخواري، سوءاستفاده و رابطهگرايي در تمام جوامع اتفاق ميافتد، اما ما در اين قرن آموختيم كه اين موارد جايي كه آزادي اقتصادي و سياسي كمتر است شديدتر است. فساد اداري كمتر در كشورهاي سرمايهداري دموكراتيك، يكي از نشانههاي برتري اخلاقي اقتصاد آزاد است. اين نتيجه خوبي است چون تنبيه افراد فاسد، كساني كه محيطزيست را آلوده ميكنند يا مرتكب ديگر اعمال ضد اجتماعي ميشوند، هزينه كمتري به بار ميآورد.